چشمه كندلوس
اولين نشريه الكترونيكي كجور مازندران
لینک دوستان




Jahangiri Cultural Complex





Lying on the slopes of central Alborz Mountains, Kandelous Village is the most attractive touristic village of northern region of Iran. On top of Kandelous village, Kandelous Cultural Complex has been established to introduce the unique art and culture of the people of northern Iran from thousands of years ago to all the people around the globe.
Kandelous Cultural Complex, is the only private rustic museum in Iran and with facilities such as restaurant, traditional guest house and health shop is
ready to serve all the lovers of nature and history


What the founder of Kandelous Cultural Complex has to say about his museum:


"That rustic museum and cultural complex which was the fruit of my old and long lasting love for the entire period of my childhood and youth and which was intended to demonstrate Kandelous as sample village among the green and fertile villages in Iran contained historic  treasuries as well as self-evident documents of the adventures and tales of our affectionate and sincere ancestors which were all transferred to the newly constructed complex. Construction of this complex was initiated in 1980 and was completed within a period of  eight years in 1988


Ever since I've come to know myself and the environment I was living in, I've loved my birthplace Kandelous. I've loved its fertile land, the pure delicious water of its springs, the greenery of its trees and woods, its pleasant nature and healthy weather, the enchanting songs of its nightingles and wild birds and whatever connected to this fertile region, all of which served as the source of loving in my thoughts and took me to dreams.


I've lived through childhood in this region under such circumstances until I stepped into the prime of youth. At that age I wished everybody would love Kandelous and get acquainted with its historical remains, earthware, handicrafts and whatever related to it, as much as I did. I would regret for the magnificence of all those beauties and innocence to be consigned to oblivion.


I well remember that, motivated by such love and wishes, I had hanged the traditional implements and local costumes of the rural people on the walls of the damp and dark closet of our house, out of the sight of my father and to avoid the complaints and reproach of my mother. I had this established the most innocent and unknown rustic museum. However, the first step was taken. Since then up to the very moment, even during the period I've lived abroad for my studies, that love has kept flaring up from my whole being.


This complex which has traces of my love at its every nook and cranny and is an expressive page from the diary of my childhood, youth and adulthood belongs to the noble people of Iran and every part of it expresses silenty but eloquently the secrets of the past to its visitors



Stone Placed on the wall of main hall



Touristic Activities:

More than thousands of people yearly come to visit Kandelous and its facilities. People who come to visit the complex and its facilities can stay overnight at Kandelous hotel or its VIP guest houses and experience the unique taste of region's food at Kandelous Restaurant. Concert and ceremonies are held during the year and tours are also arranged for those who prefer social trips. Contact us for the next tour scheduale.At the village, not only the highly qualified and convenient facilities of the complex, but also, its glorious nature makes the village a unique historical meeting place for odorers of nature. In Kandelous you can visit a historical museum, herbal farms, a traditional guest house and many other eye catching places




  Kandelous Guest House                   Interior of a two bed room    




Kandelous Park and Stadium


Kandelous restaurant serving local food as well as regular foods



Local Kandelous Shop in the park area



n addition, all the old melodies and traditional songs of the region have been gathered by him and have been rebuilt. These melodies can be found in six different cassettes and CD at Kandelous Shop




[ دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۷:۱ قبل از ظهر ] [ ملايي ]


جِت و اَزال JET – O -AZAL   (خيش )





يكي از باوفاترين ابزارهاي ديرينه بشر دستگاه خيش است كه هزاران سال به همراه آدمي زادگان در كاشت و توليد مواد غذايي نقشي ارزنده ايفا كرده است.اگر چه درباره ساختمان اين وسيله ابتدايي سخن زياد رفته ولي مي خواهيم بدانيم در كندلوس به اجزاء مختلف اين دستگاه چه مي گويند.


1-   جِت JET يا يوغ، چوبي است قطور كه بر گردن گاو مي گذارند.


2-   اول چو AVAL CHU قطعه چوب باريكي است كه دو طرف گردن گاو قرار مي گيرد.


3-   اول تا AVAEL TA  نخ يا طناب باريكي است كه زير گردن گاو بسته مي شود.


4-   هَلِشت HALESHT  سرشاخه باريك درخت است كه آنرا به هم پيچيده به كمك آن جِت را به « اَزال تير »مي بندند.


5-   اَزال تير AZAL TIR  چوبي است به قُطر 10×10 سانتي متر و به طول سه تا چهار متر


6-  كمونكAMONAK   اهرمي است كه زاويه گاو آهن را در زمين تنظيم مي كند.با تنظيم اين اهرم، زاويه شخم تعيين شده و موجب مي گردد كه گاو براحتي بتواند اين دستگاه را بدنبال بكشد.


7-  اَزال بِنكا AZAL BENKA چوبي است از نظر قُطر مشابه اَزال تير و زاويه 120 درجه دارد.اين قطعه را كه به دستگيره اي كوتاه متصل است كشاورز بدست مي گيرد (سر دسته ) و با آن دستگاه خيش را هدايت مي كند. و از طرف ديگر محل نصب گاو آهن است.


8-  ريش  بني RISH BENI   چوب دو شاخه اي شبيه دو شاخه تيرو كمان كه در بالاي كمونك قرار گرفته و براي تنظيم و بالا و پايين بردن كمونك بكار مي رود.


9-  گاهِن GAHEN يا گاوآهن ، قطعه آهني است به وزن 15 تا 20 كيلوگرم و نوك ان تيز و از طرف ديگر شبيه ناودان است كه داخل اَزال بِنكا رفته محكم مي شود.اين وسيله در كندلوس متداول بوده و بتدريج جاي خود را به تراكتور داده است.




منبع : كتاب كندلوس


گردآورنده: محمدحسين ملايي كندلوسي


[ شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۱ قبل از ظهر ] [ ملايي ]



اودَنگ O – DANG  (دَنگِ آبي)





نگاهي به قديمي ترين آبدَنگ ها و آسياب ها در كندلوس



در گذشته يكي از كار ابزارهاي مورد نياز ، آبدنگ هايي بود كه توسط آن برنج ، اَرْزَن و گندم را پوست مي كندند و مي كوبيدند.از آنجايي كه اين دستگاه با نيروي آب حركت مي كند، مي باشد در كنار رودخانه كار گذاشته شود.اهالي كندلوس بدليل برخورداري از رودخانه از روزگاران گذشته روش استفاده از آسياب و آبدنگ را مي دانسته اند و داستانها و افسانه هاي عاميانه بسياري درباره آسياب و آبدنگ ساخته و پرداخته اند.غرض از تشريح ساز وكار (مكانيزم) اين ابزار قديمي بازگفتن اين نكته است كه مردم از سيستم هاي حركتي محورها، روغن كاري يا طاقان و نظم دقيق آن آگاهي داشته اند.


قديمي ترين آبدنگي كه در كندلوس بكار گرفته شد مربوط به سالهاي 1050 هجري قمري است كه بدست استاد ناصرالدين بنا ساخته شد.از اين آبدنگ به هنگام كار به دليل سايش محورها و اتصالها صدايي بر ميخاست كه در ذهن شنونده كلمه ناصرالدين را تداعي مي كرد.لذا معروف است كه آبدنگ ناصرالدين به هنگام كار صاحب و سازنده خود را صدا مي زد.


ساليان درازي است كه كشت اَرْزَن در كندلوس منسوخ شده،از اين رو آبدنگ ها نيز بحالت تعطيل در آمده و سپس بدست فراموشي سپرده شده اند تا جايي كه از آبدنگ هاي متعددي كه از روزگار گذشته در اين دهكده فعال بودند فقط يك آبدنگ نيمه خراب باقي مانده است.علت وجودي آبدنگ ها در كندلوس همانطور كه ذكر آن گذشت برخورداري از آب رودخانه بود و چون دهكده هاي نيشكوه،پيده،گيل كلا و... فاقد رودخانه بودند بنابراين اهالي روستاهاي ياد شده بناچار همگي از آبدنگ و آسياب كندلوس استفاده مي كردند.آبدنگهاي معروف عبارت بودند از :


1-   آبدنگ ناصرالدين (درزي كلا)

2-   آبدنگ پيده (ملا دوست محمد پيده اي)

3-   آبدنگ ماجورخان

4-   آبدنگ ملا غلام (ملا كلا)


طرز كار آبدنگ


آب رودخانه در جويي هدايت مي شود و از بلندي توسط ناوداني چوبي ( اونو O-NU ) با سرعت و فشار روي پروانه اي چوبي مي ريزد و باعث چرخش پروانه مي شود.


اين پروانه كه با فشار آب به گردش در مي آيد روي چوب جنگلي قطور به طول چهار تا شش متر نصب گرديده است.دو سر اين چوب كه به تكه آهني متصل است (شبيه ياطاقان)در بستري چوبي قرار گرفته بدين سبب ميزان اصطكاك به حداقل رسيده محور آن با آبي كه به پروانه مي خورد به آساني به گردش در مي آيد. ( اودنگ مرزه)


براي خنك اگهداشتن دو سر چوب محور كه در بستري چوبي بنام سرينSARIN قرار گرفته و مي چرخند جوي باريكي دائما آب سرد روي آن مي ريزد.


به محور اصلي چوبي،علاوه بر 1روانه يك وزنه بزرگ چوبي ديگر نيز وصل شده كه به آن كِتِنا KETENA مي گويند.


بر اثر هر دور كاملي كه پروانه مي زند چكش يا ِكتِنا KETENA يكبار مي تواند بر روي محوري چوبي نيرو وارد كرده، آن را از جا بلند كند و پس از رها شدن از درگيري محور كه روي آن وزنه و دندانه متصل است محكم در جاي خود قرار گيرد. با ادامه اين حركت به ازاء هر دوري كه محور اصلي پروانه مي زند چكش مي تواند يك ضربه بر روي محور چوبي وارد و آنرا از جا بلند كند و پس از رد شدن درگيري، مجددا رها شده محكم به جاي خود بازگردد.



اصطلاحات اودَنگ


1-            دَنِّنَه :DANNENA دندانه


دندانه فلزي كه در انتهاي محور چوبي آبدنگ قرار دارد و باعث پوست كندن و كوبيدن گندم،برنج و يا اَرْزَن مي شود.اين دندانه ها شبيه مته امروزي و از فلز مي باشد.


2-            اودَنگ سَرَه O-DANGSARA  

وزنه بزرگ چوبي است كه پس از رها شدن دندانه ها روي آن وصل است.اين وزنه چوبي موجب مي گردد كه پس از رها شدن چكش از درگيري يا محور اصلي به چاله خود كه پر از اَرْزَن ، گندم يا برنج است فرود آيد و كار خود را انجام دهد.


3-            اودَنگ تير O-DANGTIR


چوبي قطور ( بيست سانتي متر در بيست سانتي متر) بطول چهار تا شش سانتي متر كه اودنگ سره و دندانه به آن وصل مي شود.


4-  اودَنگ چال O-DANGCHAL


چاله اي است كه در زمين ايجاد مي كنند و در آن گندم، اَرْزَن و يا برنج مي ريزند.دندانه هاي فلزي در اين چاله فرود مي آيد.


5-  اودَنگ پِل O-DANG PEL


محوري است كه اودنگ تير حول آن بالا و پايين مي رود كه خود اين محور در بستري قرار گفته و وزن تير را تحمل مي كند.


6-  اودَنگ مرزه O-DANGMARZA


محور اصلي آبدنگ است كه پروانه ها و چكش ( ِكتِنا KETENA ) روي ان سوار است.


7-  چَل پَر CHAL PAR  


تعداد پروانه ها – دوازده عدد است كه به شكل مثلث بلند و متساوي الساقين است و روي اودنگ مرزه نصب مي گردد.


8-  ِكتِنا KETENA


وزنه چوبي سنگين به وزن تقريبي بيست تا سي كيلوگرم است كه در كنار چَل پَر و روي اودَنگ مرزه نصب مي شود تا با هر گردش محور نيروي خود را يكبار روي اهرم كوبنده وارد كند.


نكته قابل توجه در آبدنگ اين است كه زماني كه كار كوبيدن محصول تمام مي شود و مي خواهند دستگاه را متوقف كنند متصدي آن، روي اهرم كوبنده آبدنگ سوار مي شود تا چكش نتواند آن را بلند كند.ضمنا براي كم يا زياد كردن نيروي وارده از پارسنگ چوبي كه بر روي محور مي بندند استفاده مي كنند تا با پس و پيش كردن آن بتوانند نيروي وارده را كم يا زياد و يا تنظيم كنند.آسياب نيز مانند اودنگ در كنار رودخانه احداث مي شد و روستاهاي اطراف از آسيابهاي دهكده كندلوس براي آرد كردن گندم خود استفاده مي كردند.آسيابهاي معروف دهكده كندلوس كه اكنون فقط نامي از آنها بجا مانده است، عبارتند از:



1-  ناصرالدين آسيو

2-  ماجورخانه آسيو

3-  پيده آسيو

4-  معصومه آسيو

5-  سيد عباس آسيو

6-  درزي كلاي آسيو

7-  ملاكلاي آسيو

8-  ناصكروي آسيو



(ناصر كرو=صخره ناصرالدين شاه) كه متعلق به سيد باقر و سيد ابراهيم بود.(كرو=صخره)

از آسيابهاي ياد شده اكنون نام آنها باقي مانده است.


اجزاي آسياب چنين است:


1-  اونو O-NU  (ناودان آب) كه با سرعت براي چرخاندن پروانه از آن مي گذرد.

2- گردين GERDIN يا محور پروانه چوبي كه با حركت آب يه گردش در مي آيد.به گردين پروانه هم مي گويند.


الف: بن مخ BENE MEX سوزني است كه پروانه را روي محوري چوبي مي نشاند.


ب: آسيو پارس ASIO PARS محور چوبي است كه سوزن پروانه روي آن قرار دارد و با بالا و پايين بردن آن ئمي توان سنگ زيرين آسياب را بالا و پايين برده ، آنرا براي نرمي و درشتي آرد،تنظسم كرد.


ج: چَلِ پَر CAL- E – PAR  پروانه هاي چوبي است كه بر روي گردين نصب مي گردد.


د: ب‍ِلِسْكَه BELESKA ميله اي است فلزي كه بالاي پروانه نصب مي شود و حالت عمودي دارد.


و: تورَه TURA  ميله يا تسمه فلزي افقي كه عمود بر  ب‍ِلِسْكَه است و در داخل سنگ آسياب مي نشيند.


3-بن سنگ BEN SANG كه به قطر يك متر و ثابت است و ب‍ِلِسْكَه از وسط آن مي گذرد.


4-سر سنگ SARSANG سرسنگ يا سنگ روئي آسياب يا سنگ گردان كه به وزن تقريبي يكصد و پنجاه تا دويست كيلوگرم است و ميله آهني و افقي تورَه TURA در داخل آن رفته و بر اثر چرخش پروانه، سنگ را به گردش در مي آورد. ديگر قطعاتي كه مجموعا سيستمي را تشكيل مي دهند تا گندم را بطور منظم روانه زير سنگ آسياب كند عبارتند از :


1- گننمه نو: GANNEMAE NU  تنه خالي درختي است كه با زاويه خاصي بالاي سنگ آسياب نصب مي گردد و كيسه گندم را در آن خالي مي كند.


2- كيچكه نو: KICHKE NU ناودان كوچكي كه به ناودان گندم وصل است و گندم از داخل تنه درخت وارد آن مي شود.


3-تَك تَكِه زن:TAK TAKE ZAN  به منظور برقراري مداوم و يكنواخت گندم از ناودان به زير سنگ آسياب، قطعه چوبي بنام تَك تَكِه زن از يك طرف به چرم ناي گندم متصل است و از طرف ديگر به سنگ مي خورد و گندم را با نظمي معين روانه زير سنگ مي كند.


4- آرده نو ARDE NU: آرد از ميان سنگهاي آسياب خارج شده،در داخل ناودان گِلي كه به آرده نو معروف است جمع مي شود.


با توجه به اينكه پس از مدتي كه سنگ آسياب كار مي كند سطح آن صاف و نرم شده و كُند مي شود و نمي تواند آرد خوب توليد كند بايد عاج آن را تجديد كرد يعني سنگ را بايد عاج (ايچهAYJA) زد.

در روزگار قديم اهالي دهكده كجور در ساختن سنگ آسياب متخصص و مشهور بودند.معمولا سنگ آسياب طي مراسمي خاص و با شركت بسياري از اهالي به كمك دو گاو نر از كجور به كندلوس آورده مي شد ولي بعد از چند سال تراشيدن سنگ آسياب توسط اهالي كندلوس انجام مي گرفت.


در حمل و نقل آرد از هَميان استفاده مي شد پوست بره اي كه دباغي شده بود -  اقتفاده مي كردند و براي انكه آرد بيشتري در هَميان جا بگيرد از وسيله اي چوبي به نام كالوِيا KALVIA براي متراككم كردن آرد در هَميان استفاده مي كردند.ناگفته نماند كه مزد آرد كردن يك خروار گندم دو كاسه ( هر كاسه معادل يك مَن گندم ) بود.


سالها بعد با نصب آسياب مكانيكي كه با الكترو موتور كار مي كرد، آسيابها اين واحدهاي توليدي ديرينه سال فراموش گرديد و امروز در زير تلّي از خاك مدفون گشته اند.



منبع : كتاب كندلوس


گردآورنده: محمدحسين ملايي كندلوسي


[ جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۱ قبل از ظهر ] [ ملايي ]



مراسم افتتاح فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس


۱۳ خرداد ۹۰



تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90 تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90 تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90

تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90 تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90 تصاویر كندلوس در روز 13 خرداد 90


[ پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۱ قبل از ظهر ] [ ملايي ]


جديدترين تصاويري بهاري از كندلوس



كليه عكسهاي زير مربوط به تاريخ ۱۳ خرداد ۹۰ مي باشد


 عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي


عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي


عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي


عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي



 عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي


 عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي



عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي


عكس از: محمدحسين ملايي كندلوسي




[ دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۲:۴۶ بعد از ظهر ] [ ملايي ]

باحضور مسئولين بخش كجور و اهالي دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس



فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس افتتاح شد




فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس صبح روز جمعه 13 خرداد ماه 90 با حضور موسوي زاده بخشداركجور،صادقي رئيس شوراي اسلامي بخش كجور، اعضاي شوراي اسلامي كندلوس و اعضاي هيئت مديره شركت تعاوني چند منظوره كندلوس و اهالي دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس طي مراسمي با شكوه، رسما افتتاح و به بهره برداري رسيد.




اهالي دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس از دو روز قبل از افتتاح و بهره برداري رسمي از فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس از اقصي نقاط دور و نزديك كشور خود را به زادگاهشان كندلوس رسانده تا در كنار ساير همولايتي هاي خود در جشن افتتاح و بهره برداري از فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس كه يكي از شيك ترين و مدرن ترين فروشگاههاي روستايي در سطح كجور مازندران مي باشد حضوري گرم و فعال داشته باشند.




نواي دلنشين سرنا و دهل كه از سوي يكي از اهالي كه از طليعه صبح زيبا و روح نواز بهاري در كندلوس نواخته مي شد شكوه و جلوه اي دوچندان بر لحظات خاطره انگيز اين مراسم افزود.


بزرگ و كوچك، پير و جوان، زن و مرد با در دست داشتن دوربين لحظات شيرين و به يادماندني اين روز را به ثبت مي رساندند تا در صندوقچه خاطرات زيباي خود از زادگاهشان كندلوس آنرا به يادگار نگاه داشته و براي آيندگان ميراثي از جنس همدلي و همياري مردم كندلوس را ارزاني دارند.


نكته قابل توجه اينكه بسياري از مسافران وگردشگراني كه براي بازديد از دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس به اين منطقه آمده بودند نيز با دوربين هاي خود صحنه هاي زيباي اين مراسم را به تصوير كشيدند تا بر توشه خاطرات خود از كندلوس بيفزايند.


برخي اهالي با پخش شيريني از گردشگران،جمعيت حاضر و اهالي كندلوس پذيرايي مي كردند.


جمعي از زنان روستايي كندلوس نيز با بر سرگرفتن مجمعه كه حاوي كله قندهاي تزئين شده وشيريني بود به سمت فروشگاه تعاوني مصرف حركت كرده وسپس لحظاتي پس از آن نيز بخشدار و رئيس شوراي اسلامي بخش كجور همراه با اهالي دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس،اعضاي شوراي اسلامي كندلوس و اعضاي هيئت مديره شركت تعاوني چند منظوره كندلوس با قرباني كردن گوسفند و قرائت كلام الله مجيد فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس رسما افتتاح و به بهره برداري رسيد.



شركت تعاوني چند منظوره دهكده فرهنگي و تاريخي كندلوس در سال گذشته بر اساس مصوبه شوراي اسلامي كندلوس (دوره سوم) و با مشاركت همه جانبه مردم فهيم،متمدن و فرهنگ دوست كندلوس و فروش سهام به اهالي كندلوس و استقبال بي نظير آنها  تاسيس گرديد.


فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس با سيصد ميليون ريال هزينه و با نمايي بسيار زيبا از چوب و به سبك سازه هاي قديمي روستايي در كندلوس با مشاركت و اتحاد و همدلي مردم كندلوس و توسط استادكاران كندلوسي طراحي و بنا نهاده شد كه طي مراسمي باشكوه به بهره برداري رسيد.



كليه اجناس فروشگاه تعاوني مصرف كندلوس داراي برچسب قيمت با نرخ مقطوع مي باشد و در طول ايام سال نيز داير و فعال مي باشد و همچنين در آينده نيز توليدات بومي و محلي كندلوس نظير منسوجات،صنايع دستي،لبنيات در بسته بندي بسيار مناسب در اختيار همگان قرار خواهد گرفت كه اين امر به نوعي در توليد اشتغال بطور غير مستقيم نقشي اساسي دارد.



[ دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۲:۲ بعد از ظهر ] [ ملايي ]


 تنير سر در ديار كجور





اقتصاد باشندگان سرزمین سرسبز کجور بر پایه دامداری و کشاورزی و باغداری استوار است. خوراک مردم منطقه کجور طبیعی، ساده و سالم بوده و به شیوه سنتی و بومی تهیه می شد. به دلیل کوهستانی بودن منطقه کجور و نبود کشت برنج، نان به عنوان قوت غالب به مردماین دیار از گذشته های دور تا به امروز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. پختن نانهای محلی بعنوان بخشی از فرهنگ مردم این سامان می تواند دستمایه پژوهش در زمینه هنر سنتی و خانگی بانوان کجوری باشد.



در کجور از نیمه دوم خرداد تا پایان اول تیرماه هر سال، کشاورزان و گندمکاران به دروی گندم و جو می پردازند که در اصطلاح بومیان منطقه به این فصل از کشاورزی در کجور «گنم جار» گفته می شود. تهیه و پخت نانهای محلی، نشانگر ذوق، استعداد و توانمندی زنان کجوری است که بعنوان هنر خانگی از نسلهای قبل به میراث برده اند. بنابراین به صراحت باید گفت که پخت وپز غذاهای سنتی و نانهای محلی منطقه کجور بعنوان هنر سنتی و خانگی توده مردم کجور، نخستین مصالح شاهکار مردمان این دیار و گنجینه هنرهای بانوان این سرزمین تاریخی است که باید بیشتر مورد کندوکاو قرار گیرد. نان های محلی از منابع اصلی الگوی غذایی روزانه جامعه کجور در گذشته های بسیار دور بشمار می آید. قوم ایل و گیل در کجور، نان را مایه برکت، خیر، روزی و بخشندگی می دانستند به همین سبب نان در کجور از اهمیت خاصی برخوردار بوده و هرگز دور ریخته نمی شد.



طبق شنیده ها و مشاهدات نگارنده هنوز هم اگر تکه نانی در گذرگاهی از منطقه کجور افتاده باشد، توسط رهگذران برداشته و در بالای دیوار یا در کنار لانه مورچگان و حشرات گذاشته می شود تا از آن تغذیه شود. در باورهای بومی مردم کجور، رد شدن از روی تکه نان یا له کردن آن گناه محسوب می شود زیرا که نان، بعنوان برکت و با ارزش ترین نعمت الهی مورد احترام کجوریها قرار دارد. در اعتقادات و باورهای بومی مذهبی کجوریان، نان نماد رزق و بخشندگی خداوند است؛ بر این اساس اگر کسی در منطقه کجور در مصرف نان، اسراف بیش از حد کند و یا از روی نان رد شود، کفران نعمت و بی احترامی به نعمات الهی محسوب می شود.



مردم این دیار معتقدند که بر سر سفره هفت سین نوروزی باید نان محلی گذاشته شود زیرا که نان باعث وسعت رزق و ایجاد برکت فراوان می شود. در گذشته های دور، نان محلی در خانه ها و در تنوره های هیزمی یا «تنیرسر» توسط زنان بومی پخت می شد.



زنان کجوری با الهام از استعداد و ذوق و هنر خانگی خود انواع نانهای محلی و خوش طعم را برای مصرف خانواده و یا به مناسبتهای مختلف از جمله نوروز، عروسی و عزا می پختند. تندور، تندیر یا تنیر همان تنور خانگی در کجور است که با گل مخصوص و پشم بز ساخته می شود. در کجور برای پخت و پز نانهای محلی، زنان همسایه به یاری همدیگر می شتافتند که این امر می تواند نشانگر فرهنگ یاوری و تعاون در بین مردمان این سامان باشد.



در گذشته های دور به دلیل وجود صمیمیت و ارتباط نزدیک، سعی می کردند از یک بار گرم کردن تنور، چند خانوار برای پخت و پز نان محلی استفاده کافی ببرند. انواع نانهای محلی که توسط زنان با سلیقه کجوری در تنیرسر تهیه می شود عبارتند از: تفتنک، گرده نون، پنجه کش، فطیر، قرصک، کلوا و تتک. امید که با حفظ فرهنگهای بومی مردمان این دیار، عطر خوش طعم نانهای محلی کجور، فضا روستاهای این دیار را عطر آگین کند.



منابع : فرهنگ واژگان طبری جلد دوم-
فرهنگ عامه لرگان، محمود سلطانی-
تحقیقات میدانی نگارنده

مسعود صوفی نژاد سیویری- پژوهشگر


[ دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۰:۴ قبل از ظهر ] [ ملايي ]


شباهت زندگي ساكنان شمال ايران



 با بوميان جنوب فرانسه








پرفسور گريشمن باستان شناس معروف فرانسوي كه چهل سال (1340 – 1300 ) به مطالعه و بررسي و كار درنقاط مختلف ايران به وي‍ژه نواحي شمال ايران مشغول بود، پديده هاي جالب توجه و بي نظيري از دل خاك بيرون آورده است. او مي گويد ساكنان شمال ايران از نظر تكامل نوعي و ابزار كار شبيه مردم جنوب فرانسه هستند. مثلا ريسه كردن پياز و سير به شبيه شمالي ها، استفاده از طرف گلِي مخصوص (نمه كار) براي ساييدن مغز گردو و چيزهاي ديگر بجاي ظروف سنگي و چوبي، همچنين وجود كوپا براي گردآوري خرمن از ويژگيهايي هستند كه ساكنان شمال ايران را سبيه بوميان فرانسه جلوه مي دهد و احتمال مي رود كه ساكنان كنوني قسمت هاي جنوبي فرانسه از بازماندگان مهاجران شمال ايران به آن ناحيه باشند.




ضمنا جمع آوري اعتقادات ، خرافات و ضرب المثل ها در كشورهاي فرانسه، جنوب ايتاليا، جزاير كريمه و ساير نقاط بر روي يك نقشه مشخص گرديده است و به خوبي تشابه و نزديكي و يك ريشه بودن آنها را نشان مي دهد.گفتني است كه اندام و چهره ساكنان بومي مازندران (چشم آبي ها و بورها و سفيد پوست هاي واقعي ) روحيه و طرز فكر،استفاده از جنگل در تامين معاش و نقش چوب در زندگي آنان و نوع ابزارهاي سنتي كشاورزي به خوبي نشانگر تشابه عميق اين انسانها است و اين تشابه آنقدر كه بين مردم شمال ايران و فرانسه و  ايتاليا و غيره وجود دارد با مردم فلات  ايران رابطه اي ندارد و جالب توجه اينجاست كه امروزه مصداق مثالهاي فوق الذكر را فقط در نقاط ياد شده مي توان يافت.



منبع : كتاب كندلوس


[ پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۷:۴۳ قبل از ظهر ] [ ملايي ]


ريشه و نژاد بوميان مازندران




سواحل جنوبي درياي خزر از نظر جغرافيايي ارتباطي به قاره آسيا و يا خاورميانه ندارد بلكه دنباله جنوبي منطقه او را زياتيك شمالي يعني اروپاي آسيايي است.اين بخش كه خود شامل گيلان و مازندران و گرگان است برخلاف فلات ايران كه به ظاهر مكان زندگي انسانهاي دوره پالئولتيك عليا يا پارينه سنگي بوده، نيست، بلكه برابر اسنادي كه بدست آمده از نظر زمين شناسي و تكامل در مناطق مشابه، مانند جنوب فرانسه،ايتاليا،شبه جزيره كريمه،كرانه هاي فلسطين و اسپانيا بايستي مكان زيست انسانهاي نئاندرتال بوده باشد.



به عبارت ساده تر مردم مازندران از نژاد آريا يا از ساير نژادهايي كه در فلات ايران مي ريسته اند نبوده و در پنجاه هزار سال قبل از ميلاد،زماني كه در فلات ايران زندگي انسانها به صورت ديگر ادامه داشته است، در پاره اي از نقاط دنيا كه ذكر آن پيش از اين گذشت، انسانهايي مي زيسته اند كه از نظر تكامل برتري هايي بر مردم فلات ايران داشته اند و آن ابزار سازي ، غار نشيني و فكور بودن آنان مي باشد كه به انسانهاي نئاندرتال ( انسانهاي فكور ) معروف گشته اند.از طرفي جنوب سواحل بحر خزر جزو قاره آسيا يا خاورميانه نبوده و به قاره اروپا تعلق دارد كه خود اين مسئله نيز قابل بحث و بررسي و مطالعه است.در نقشه اي كه در اين زمينه وجود دارد اتصال درياي خزر به درياي سياه به خوبي نشان داده شده است و جالب تر اينكه كليه نقاطي كه محل پيدايي و ظهور اين موجودات بوده است اكثرا در سواحل درياهاست.در ادامه اين بحث در مورد تشابه ظاهري و فرهنگي و قومي كليه اين انسانها بحث و بررسي خواهيم كرد.



در اينجا آوردن مثالهاي تاريخي كه اثبات اين امر را آسان كند ضروري مي نمايد:



1-  در كتاب بُندهِشِن BOND HESHEN كه از كتابهاي معروف زبان پهلوي است كه از دوره ساسانيان باقي مانده و درباره تاريخ آفرينش جهان و بشر نخستين نوشته شده است، آمده است كه مازندراني ها از پدراني بوجود آمده اند كه با نياكان ايرانيان و تازيان هيچگونه پيوندي نداشته اند.


2-  در كتيبه اي كه از داريوش بجاي مانده است وي كليه مناطق و ولايات تحت فرمانفرمايي خود را به تفصيل ذكر كرده، ولي نامي از مازندران در آن ديده نمي شود.


3-   نظر به اينكه موجوداتي كه در سواحل جنوبي درياي خزر پيدا شدند از نظر قدرت تفكر و سازندگي نسبت به انسانهاي فلات ايران برتري هايي داشته اند و كاملا سفيد پوست نيز بوده اند به آنان لقب ديو يا ديو سفيد داده شده است اگر چه اين لقب به سبب قدرت و توان خاص اين موجودات داده شده است اما به مرمر زمان به صورت افسانه در آمد و از لقب ديو با اضافه كردن شاخ و دمي ، هيولايي ساخته شد و اگر رستم براي ديدار يا مبارزه با اين موجودات به مازندران رفت،پس از قرنها فردوسي را بر آن داشت تا اين افسانه را بصورتي هيبت انگيز به نام نبرد رستم و ديو سفيد در شاهنامه بياورد كه اين خود سندي ديگر از پيدايي اين انسانهاست.همانطور كه ذكر آن گذشت، رستم در حوالي دهكده كينس در محلي به نام كيكش با سهراب به نبرد پرداخت و رفتن رستم به مازندران حقيقتي اجتناب ناپذير است.




در كتاب بٌندهِشن مازندران اصلا مسكن ديوهاي مزني يا مزيني بوده است. مرزن آبادِ امروزه مركز مازندران قديم است كه خود مازندراني ها در آنجا بيگانه به شمار مي رفتند و با افراد بومي مازندران شباهت زيادي نداشتند. فردوسي در شاهنامه، چندين بار اشاره كرده است كه ايرانيان خواندن و نوشتن را از ديوها آموختند و هميشه سرزمين مازندران را غير از ايران مي دانسته است. فردوسي چند بار دركتابِ خود از قول تاريخ دانان سيار عهد خود مي گويد كه ساكنان سرزمينهاي مازندران و ( كشان) هر دو ديو بودند و اين دو سرزمين در بند ديوان افسونگر است.آشكار است كه منظور فرددوسي ساكنان گيلان و مازندران بوده و اشكبوس را كه كشان بوده همطراز ديو سپيد و ارژنگ ديو و غيره مي دانسته است.با اينكه امروزه هزاران سال از دوره  نوسنگي مي گذرد هنوز در بخش  هاي كرانه درياي خزر به ويژه در گيلان و مازندران بازمانده يك تمدن نوسنگي ديده مي شود كه رابطه نزديكي با آغاز تمدن اروپا مخصوصا جنوب فرانسه دارد.تپه هاي بزرگ خاكي كه امروزه در گوشه و كنار دشت مازندران ديده مي شود به ظاهر بازمانده آباديها و ده هاي باستاني و شايد هم نوسنگي بوده كه در پاره اي موارد مانند كندلوس در حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد بنياد يافته است.


منبع : كتاب كندلوس


[ سه شنبه دهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۳۷ قبل از ظهر ] [ ملايي ]








مازندران اصلا به موزندرون معروف بوده زيرا  موز ( muz ) نام كوهي بوده در حدود گيلان كه تا تالار قصران امتداد داشته و چون اين سرزمين در درون كوه موزه واقع بوده به اين نام شهرت يافته است.


در كتاب پهلوي دينكرت چنين آمده است كه ديوان مازندران موجوداتي شگفت انگيز و سترگ پيكر هستند كه در غار سكونت دارند و از فرط بلند بالايي و تنومندي آب دريا تا ميان سينه ايشان است.


به عقيده دارمستتر ( زنداوستا جلد 2 صفحه 373 ) صورت اصلاحي اصطلاح مازندران مزن تر بوده كه بعدها مازندران شده است و آن به معني به سوي و جانب مازن است مانند شوشتر  به معني  به سوي شوش.


مازندران در آغاز جايگاه ديوان مزني ( بوميان اصلي) بوده و به ظاهر خود مازندرانيان در آنجا بيگانه به شمار مي رفته اند.



به روايتي به سبب آنكه ماز نام كوهي است كه از گيلان تا به لار و تهران و جاجرم امتداد دارد و به قول بعضي آنست كه مازيار كه از تبار سوخرانيان بود فرمود تا از جاجرم تا به جيلان ديوار ساختند و آن ديوار را ماز مي خواندند و درون آن را مازندران مي گفتند.


مازندران بين ساحل جنوبي بحر خزر و سلسله جبال البرز واقع است و در عرض جغرافايايي 35 درجه و 45 درجه تا 37 درجه و طول جغرافاياي 50 درجه و 40 دقيقه و 30 ثانيه تا 54 درجه و 30 دقيقه.





مازندران به سيزده ناحيه تقسيم شده است كه عبارتند از تنكابن ؛ كلارستاق ، كجور ، آمل ، بارفروش (بابل) ، مشهد سر(بابلسر) ، ساري ، فرح آباد(اشرف) ، شاهي(قائمشهر) ، لاريجان ، سوادكوه و هزار جريب كه در اينجا فقط به ذكر كجور اكتفا مي كنيم. با توجه به موارد ذكر شده در مبحث نژاد و ريشه مردم كجور در اين زمينه به تفصيل سخن خواهد رفت. به گمان نويسنده دليل پيدايي افسانه ديو در مازندران مي تواند مربوط به پيدايي انسانهاي نئاندرتال ( انسانهاي فكور) باشد كه در اين منطقه پنجاه هزار سال قبل از ميلاد به وقوع پيوسته است و چون اين موجودات بنا به روايتهاي كهن با انسانهاي فلات ايران متفاوت و داراي خصوصيات ويژه اي بودند به آنها لقب « ديو » داده اند.ضمنا مناطق و نواحي نور،كجور،كلارستاق ، طالقان و تنكابن را در گذشته رويان مي گفتند كه به ذكر آن نيز خواهيم پرداخت.




نام و نشان كهن فرمانروايان مازندران را از دوره اردشير بابكان بايد جستجو كرد.پيش از آن آشكار نيست كه حكومت مازندران و ديلم چگونه و در دست چه كساني بود ولي آنچه مسلم است (ديوها ) بر اين نواحي حكومت مي كردند و به استناد نوشته هاي تاريخي پس از ديوها گشنسف شاه همدوره اردشير بابكان و خاندانش روزگاري بر مازندران و گيلان و رويان حكومت داشتند.( افسانه هفت خوان رستم و ديو سفيد ) كه شاهكار شاعر تواناي ايران فردوسي است بر اثر ملاقات فردوسي با يكي از معروف ترين حكمرانان آل باوند اسپهبد شهريار مايه گرفته است كه ملاقات اين دو را نظامي عروضي به تفصيل نوشته است كه به اختصار به نقل آن مي پردازيم:


چون فردوسي از غزنين گريخت و به طوس رفت و از آنجا به رستمدار و طالقان شتافت و با اسپهبد شهريار در مزن ملاقات داشت (مزن همان مرزن آبادكنوني است) بدين ترتيب در مي يابيم كه فردوسي خود به مازندران سفر كرده است. بي ترديد هفت خوان رستم نيز از اين سفر كه در رستمدار (مازندران غربي) رخ داده مايه گرفته است.



در جاي ديگر فردوسي مي گويد رستم با تهمينه مادر سهراب در سمنگان آشنا شده است كه اكنون سمنگان روستايي است آباد در اطراف چالوس (بين مجيد آباد و پالوجده).


ظهيرالدين مرعشي چنين مي نويسد كه رستم قهرمان افسانه اي شاهنامه در دهي نزديك مرزن آباد يا مزن آباد كنوني (سمنگان) به تهمينه دل بسته و با او زناشويي كرده است و يا نبرد شوم رستم و فرزندش سهراب در ليكش LIKES از توابع كينس KINES  ( رويان ) اتفاق افتاده است كه امروز به صورت علفزاري در اين دهكده وجود دارد و فردوسي داستان رستم و سهراب را به آن صورت كه در شاهنامه مي خوانيم در تخيل و انديشه والاي خود پرورانده است.



پس از گشنسف شاه و اعقابش ، كيوسي به حكومت رسيد و پس از آنكه به دست برادرش انوشيروان كشته شد فرمانروايي اين نواحي به ترتيب به باونديان – گاوبارگان – قارونيان سپرده شد كه نسبتشان را به كاوه آهنگر مي رسانده اند و مازيار سردار معروف مازندران از اين دودومان است


پس از كشته شدن يزد گردسوم پادشاه ساساني ،سالياني دراز ، فرمانروايي بر مازندران حكومت كردند و هرگز به حكومت خلفا گردن ننهادند.در سراسر خطه مازندران و ديلمان تا قرنهاي متمادي تمدن ايران و آيين زرتشت همچنان برقرار و پايدار بود تا آنكه در سال 761 ميلادي و در زمان فرمانروايي اسپهبد خورشيد ( فراشواز مرزبان) پاي تازيان ، به نيرنگ ، به مازندران باز رسيد.


نكته جالب توجه اينكه اسماعيليه نيز بر اين ديار فرمانروايي داشتند و قدرت آنان پيش از حمله مغول به اوج خود رسيده بود. سه قلعه دزّبن ، دژك ،دختر قلعه در كلارستاق نيز متعلق به اين فرقه بود و هلاكوخان مغول از راه  هزارچم بر آنان حمله آورد ولي نتوانست آنان را به كلي تار و مار كند.از قرائن پيداست كه بازماندگان اسماعيليه با حكومت ملك كيومرث و خاندانش الفتي داشته اند. وجود شاخ گوزن در امامزاده هاي اكثر روستاهاي كجور نشان و علامت فرقه اسماعيليه است كه چگونگي راه يافتن آن به امامزاده ها با فرقه مزبور را در پرده اي ابهام نگاهداشته است.



منبع : كتاب كندلوس


[ دوشنبه نهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۱ قبل از ظهر ] [ ملايي ]


تصاوير بهاري از كندلوس1390
































[ شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۹:۵۵ بعد از ظهر ] [ ملايي ]



کولا KULA در کندلوس





کولا kula  یا کولارینگ ، نوعی رسم است که طی تشریفات خاصی در بین مردم جزایر تروبریاند اندونزی انجام می گیرد  اولین مردم شناسی که به طور مستقیم و طی مشاهده مشارکتی پی به این رسم برده است ، برانیسلاو مالینفسکی (1942-1884) است . این مردم شناس متوجه شد که مردم این جزیره طی تشریفات خاصی اشیاء ای را از قبیل گردن بندهای صدف سرخ و دستبندهای صدف سفید بین یکدیگر رد و بدل می کنند. این اشیاء طی 2تا10 سال بین قبایل در گردش است و به نوبت نصیب یکی از اقوام می گردد و زمانی که به دست آنها می رسد آنها دارای قدرت و اعتبار ویژه ای می شوند که دیگر اقوام احترام خاصی برای آنها قائل می شوند و این اشیاء که حاصل میراث تاریخی و خانوادگی بومیان تلقی می شود  به عنوان علائم خودنمایی و تشخص طلبی نسبت به دیگران استفاده می گردد . و مارسل موس از این رسم به عنوان آداب جادوگرانه یاد می کند که در بر گیرنده نمادیایی از تحصیل برتری اجتماعی است . طی پژوهشی که نگارنده در کندلوس مازندران انجام داده است متوجه نوعی از نظام کولایی در این دهکده شده است .




دهکده کندلوس به شکل پلکانی در دامنه ی کوههای البرز مرکزی قراردارد این دهکده دراستان مازندران ، شهرستان نوشهر ، بخش کجور ( رویان تاریخی ) قرار دارد و یکی از چهار ده ای ( کندلوس ، میر کلا ، گیل کلا ، پیده )  است که به نام  میخسازمعروف است . این دهکده در 65 کیلومتری شهرستان نوشهر قراردارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1800 متر و جمعیت آن طبق سرشماری 1385 بالغ بر 356 خانوار و 1628 نفر است که این جمعیت در تابستان و زمستان متغییر است . درون این ده محله هایی قرار دارد که مر بوط به طوایف گوناگون است وبه همین دلیل به آن دهکده  كندلوس می گویند .



این دهکده دارای آداب و رسوم و فرهنگ متنوعی است و نظام معیشتی حاکم ، دامداری ، کشاورزی و توریست است . بزرگترین موزه مردم شناسی روستایی به همراه نمایشگاه عکس های باستانی ، فروشگاه و کارخانه گیاهان دارویی ، پارک و رستوران جهت پذیرایی آماده است .




در گذشته در این دهکده رسم بر این بود که اشیاء با ارزش از قبیل کهربا ، زیور آلات نقره و طلا ، مهره مار ، شجره نامه و.... طی یک رسم خانوادگی از طرف پدر خانواده به عروس تازه رسیده از راه هدیه می گرديد . این اشیاء از طرف پدر خانواده که او نیز از اجداد خود به ارث برده به عروس داده می شود ، او موظف است از این اشیاء خوب نگهداری کرده و طی رسمی به عروس آینده خود هدیه نماید . کولا در کندلوس باسا یر  نقاط جهان از لحاظ مدت در اختیار داشتن این اشیا ء  که نامحدود است و به عمر شخص و یا روی کار آمدن عروس جدید بستگی دارد تفاوت دارد . در حقیقت اعطاء اشیاء گران قیمت به عروس خانواده نوعی اعتبار بخشی به تازه وارد بوده و این امر باعث اتحاد و همبستگی خانوادگی است.



این اشیاء را می توان به هر شخص دیگری از طایفه که لیاقت و شایستگی داشته باشد اعطاء نمود. در بین اشیاء اعطاء شده ، مهره مار قرار دارد که این شیء نشانی از بزرگی و عظمت دارنده ی آن است و در این دهکده معتقدند کسی که این مهره را داشته باشد می تواند بر هر چیزی غالب شود و هر آنچه را که بخواهد بدست آورد و معتقدند که همراه این اشیاء نیرویی مانایی پنهان است که باعث قدرت و عظمت عروس خانواده شده و چنانچه آنها را نابود کرده یا بفروشد مورد دشنام قرار می گیرد و حتی به هنگام طلاق باید تحویل خانواده بدهد . در این  رسم ما شاهد آن هستیم که این اشیاء طی نسل های متوالی و با حفظ سنت های دیرینه و به شکل نانویسا و شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و سبب خفظ همبستگی فرهنگی می گردد.


رسم کولا در کندلوس نیز به مانند رسم های دیگر بر اثر تغییر نظام معیشتی مردم و هجوم فاکتورهای جدید فرهنگی از شهرها به روستاها به فراموشي سپرده شده است.


[ جمعه ششم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۳:۴۲ بعد از ظهر ] [ ملايي ]



۱0 کشور برتر جهان 



در جذب گردشگر معرفی شدند






ده کشور برتر جهان در زمینه جذب گردشکر
در سال ‌٢٠١٠ معرفی شدند.


در روزهای پایانی سال ‌٢٠١٠، سایت«ورد تراول»، ‌١٠ مقصد برتر گردشگری جهان را معرفی کرد که عبارتند از:

١- فرانسه

10 کشور برتر جهان در جذب گردشگر معرفی شدند

فرانسه در سال 2010 نیز همانند سال قبل از آن عنوان مقصد گردشگری شماره‌ یک جهان را به خود اختصاص داده است. این کشور از جاذبه‌های گردشگری متنوعی بهره می‌برد، هرچند که مقصد بخش اعظم گردشگران این کشور، شهر زیبای «پاریس» است.
برج «ایفل»، موزه «لوور» و کاخ «ورسای»، سه جاذبه اصلی گردشگری پاریس به شمار می‌روند.


٢- آمریکا

صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد آمریکا بوده و چندین میلیون نفر از نیروی کار این کشور در صنعت گردشگری و یا صنایع مرتبط به کار اشتغال دارند. مقصد بخش اعظم گردشگران این کشور، شهرهای زیبای «واشنگتن»، «نیویورک» و دو ایالت «کالیفرنیا» و «فلوریدا» است.

این در حالی است که با گذشت چندین ماه از پایان نشت نفت از سکوی نفتی «خلیج مکزیک»، صنعت گردشگری ایالت فلوریدا هنوز به روزهای خوب خود بازنگشته است.


٣- چین

با توجه به عملکرد موفق این کشور در طول سال‌های اخیر، این کشور رتبه‌ سومین مقصد گردشگری جهان را که در اختیار «اسپانیا» بود، به خوداختصاص داده است. این در حالی است که پیش‌بینی می‌شود با توجه به عملکرد موفق این کشور در طول دو هفته برگزاری مسابقات آسیایی در شهر «گوآنگژو» با جذب نزدیک به نیم میلیون گردشگر و جذب بیش از یک میلیون گردشگر در زمان برگزاری المپیک پکن در سال ‌٢٠٠٨، دولت چین به هدف خود در جذب ‌١٠٠ میلیون گردشگر در سال ‌٢٠٢٠ و تبدیل شدن به مقصد نخست گردشگری جهان دست یابد. دولت چین همچنین برنامه‌های زیادی نیز برای جذب گردشگر به واسطه حضور پررنگ در نمایشگاه‌های بین‌المللی صنعت گردشگری دارد.

٤- اسپانیا

صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد اسپانیا بوده و به تازگی از شرایط رکود خارج شده که حاصل آن رشد هفت درصدی گردشگران این کشور در ماه جولای در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال ‌٢٠٠٩ بود و رشد چشمگیر گردشگران در دو شهر «مادرید» و «بارسلون» بوده است.
اسپانیا همچنین از اول ژانویه تا پایان ماه آگوست، میزبان ‌٣٧ میلیون گردشگر بوده که از رشد نیم درصدی نسبت به زمان مشابه در سال ‌٢٠٠٩ حکایت دارد، با این وجود اسپانیا هنوز با ثبت رکورد درآمد ‌٤٧ میلیارد یورویی از صنعت گردشگری که در سال ‌٢٠٠٢ به دست آمد، فاصله دارد.
اسپانیا در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا بیشترین شاغلین را در صنعت گردشگری داشته و به عنوان یکی از مقاصد برتر گردشگری جهان هر ساله میزبان میلیون‌ها گردشگر از کشورهای مختلف به ویژه انگلیس، آلمان و ‌فرانسه است، هم‌چنین هفت درصد از نیروی کار این کشور در صنعت گردشگری و یا صنایع مرتبط به کار اشتغال دارند.

۵- انگلیس

دولت انگلیس در سال‌های اخیر عملکرد خوبی در زمینه جذب گردشگر داشته و قصد دارد تا در قالب برنامه‌ای ده ساله، درآمدهای این کشور از محل صنعت گردشگری را به ‌١٨٨ میلیارد پوند در سال ‌٢٠٢٠ رسانده و این کشور را به قطب نخست گردشگری اروپا تبدیل کند.
در قالب این برنامه ده ساله که رشد ‌٦٠ درصدی درآمدهای انگلستان از محل صنعت گردشگری را در پی خواهد داشت، تعداد شاغلین در صنعت گردشگری انگلستان نیز از رقم فعلی ‌٢٦٤ هزار نفر، به سه میلیون می‌رسد.

٦- ایتالیا

ایتالیا به‌دلیل داشتن آب‌وهوای مدیترانه‌ای و جاذبه‌های گردشگری متنوع از جمله آثاری تاریخی از تمدن رم باستان در شهرهای مختلف به ویژه رم، فلورانس و ونیز، یکی از کشورهای محبوب گردشگران است.
ایتالیا سالانه به‌طور متوسط میزبان ‌‌٢٠میلیون گردشگر است. این امر صنعت گردشگری را به یکی از ارکان اقتصاد ایتالیا تبدیل کرده و پنج درصد از تولید ناخالص داخلی ایتالیا به این صنعت اختصاص یافته است. البته با وجود آن‌که هر سال گردشگران کشورهای زیادی به ایتالیا سفر می‌کنند، ولی مردم این کشور تمایل زیادی برای گذراندن تعطیلات در کشور خود ندارند و ‌‌٤٣ درصد ایتالیایی‌ها تعطیلات خود را در خارج از این کشور سپری می‌کنند.


٧- ترکیه


دولت ترکیه در سال‌های اخیر عملکرد خوبی در زمینه جذب گردشگر داشته و قصد دارد این کشور را در سال ‌٢٠١٤ به یکی از پنج مقصد برتر گردشگری جهان تبدیل کند. در حال حاضر بخش اعظم گردشگران ترکیه از کشورهای آلمان، روسیه، انگلیس و ایران بوده و مابقی نیز از کشورهای بلغارستان، هلند، گرجستان، فرانسه، سوریه و ایتالیا بوده‌اند.
البته سال گذشته برای صنعت گردشگری
ترکیه سال خوبی بود، این در حالی است که ترکیه تنها کشور جهان در سال ‌٢٠٠٩ بود که با وجود وقوع بحران جهانی اقتصادی و شیوع آنفلوآنزا، همچنان شاهد افزایش تعداد گردشگرانش بوده است؛ هرچند که در سال گذشته، مدت‌زمان اقامت گردشگران نسبت به سال‌های قبل، کاهش یافت. از سال گذشته تاکنون نیز بدلیل هزینه‌ پایین گردشگری سلامت در ترکیه، تعداد زیادی از گردشگران آمریکایی، این کشور را به‌عنوان مکانی برای گذراندن تعطیلات و افزایش سلامت روحی و جسمی خود انتخاب کرده‌اند.

٨- مکزیک

با وجود تلاش‌های گسترده‌ دولت مکزیک برای مبارزه با باند‌های قاچاق مواد مخدر که بروز ناامنی در برخی از نقاط این کشور را در پی داشت، تعداد گردشگران این کشور در ‌١٠ ماهه‌ نخست امسال در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال ‌٢٠٠٩، هفت درصد رشد داشته و با پیش‌بینی رشد پنج درصدی گردشگران این کشور در سال ‌٢٠١٠، مکزیک در این سال، میزبان بیش از ‌٢٢ میلیون گردشگر خواهد بود که حاصل آن درآمد ‌١٠ میلیارد دلاری اقتصاد این کشور خواهد بود.
مکزیک، شهر «مکزیکوسیتی»، یکی از پرجمعیت‌ترین و پرگردش‌ترین شهرهای جهان است. مکزیک همچنین مهد سه تمدن‌ باستانی «آزتک»،«مایا» و «اینکا» بوده و آثار ارزشمندی از این سه تمدن را در خود جای داده است.

٩- کنیا

صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد کنیا بوده و دولت کنیا از سال‌ها قبل برنامه‌های ویژه‌ای را برای جذب گردشگران اروپایی به ویژه طبیعت‌گردان به مرحله اجرا درآورده که حاصل آن برقراری پرواز‌های مستقیم از «نایروبی» به مقصد «لندن»، «پاریس» و «آمستردام» بوده است.
این در حالی است که
کنیا در سال ‌٢٠٠٩ میزبان نزدیک به یک میلیون گردشگر بود و حالا مقامات این کشور قصد دارند تا با جذب گردشگران بیشتر اروپایی شاهد ‌١٠ تا ‌١٥ درصد گردشگران این کشور در سال جاری میلادی باشند.
کنیا در سال‌های اخیر از مقاصد برتر طبیعت‌گردی قاره‌ آفریقا محسوب ‌شده و هر ساله گردشگران زیادی برای دیدن جاذبه‌های طبیعی این کشور مانند جنگل‌های بکر و دست‌نخورده و گونه‌های مختلف حیوانی مانند فیل‌ها، شیرها و زرافه‌ها به این کشور سفر می‌کنند. دره بزرگ «ریفت» که نخستین نشانه‌های حیات انسان در آن یافت شده نیز یکی از جاذبه‌های برتر گردشگری کنیا است.

١٠- نیوزلند

کشور نیوزلند یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر داشتن جنگل و منابع طبیعی دست‌نخورده بوده و تا به حال فیلم‌های مشهوری از جمله سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» در مناطق مختلف آن ساخته شده‌اند که رشد چشمگیر صنعت گردشگری نیوزلند را به همراه داشته است.
همچنین قرار است فیلم ‌‌٦٧٠ میلیون دلاری «هابیت» در نیوزلند ساخته شود که حاصل آن رشد چشم‌گیر صنعت گردشگری
نیوزلند و درآمد ‌‌٥/١ میلیارد دلاری برای اقتصاد این کشور خواهد بود، این در حالی است که ساخت مجموعه‌ سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» در نیوزلند سود سرشاری برای صنعت گردشگری نیوزلند به همراه داشت و حالا پس از قطعی‌شدن ساخت «هابیت» در نیوزلند، دولت این کشور به دنبال ساخت ادامه پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان، «آواتار»، در این کشور است.

[ چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۸:۴۱ بعد از ظهر ] [ ملايي ]



آیین مربوط به بند آمدن باران در کندلوس




روستای کندلوس به علت قرار گرفتن در مسیر بادهای باران آور شمالی و شمال غربی و تاثیر پذیری از بادهای جنوب غربی در سال دارای بارندگی های خوبی است و گاهی اوقات این بارندگی روزهای مدیدی طول می کشد و باعث نگرانی کشاورزان و دامداران روستا می شود بنابراین آنها از قدیم الایام به فکر چاره افتادند و به مانند بند آمدن باد ، آیینی نیز مبنی بر بند آمدن باران دارند که به دو شیوه انجام میدهند :



اگر چند روز باران یکریز ببارد ، مردم با نوشتن اسامی چهل کچل روستا ، چنانچه چهل نفر در روستا وجود نداشته باشد از روستاهای همجوار استفاده می شود ، پس از نوشتن اسامی چهل کچل ، آن را به درخت یا چوبی می بندند و در فضای بازی قرار می دهند که باران به روی آن بریزد ، پس از انجام این آیین هوا کم کم فرو کش می کند و سرانجام باران بند می آید و بلافاصله آفتاب داغی در روستا حاکم می شود . کندلوسی ها به علت موفقیت در این آیین ، اعتقاد خاصی بدان دارند و یکی از کاربردی ترین آیین در روستای کندلوس است چند تن از پسر بچه های روستا ، با در دست داشتن جارو به درب خانه های مردم دهکده می کوبند و از صاحب خانه تقاضای هدیه می کنند و معمولا هدیه ، تخم مرغ  رنگی یا شیرینی است و به هنگام کوبیدن درب خانه ها ، اشعاری با این مفهوم و مضامین می خوانند : 


من ساجه ی کتین مه                 MAN SAJA-YE KATIN ME 


شه مار اولین مه            Š MARE AVVALIN ME      


هر که منه نمک نده           HAR KE MENE NEMAK NADA     


  و خنه ره وارون له بده        VE KHENA-RE VARUN LE BADA     


ترجمه :

من دسته ی جارو هستم.من نخستین فرزند مادرم هستم . هر کس به من نمک (خوراکی ) ندهد خانه اش را باران خراب کند .

[ سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۱۳:۲۶ بعد از ظهر ] [ ملايي ]


توسعه پايدار صنعت توريسم دركندلوس


 مستلزم نگاه ويژه مسئولان است





اولين روستاي گردشگري هدف در مازندران نيازمند توجه ويژه مسئولان در جهت توسعه پايدار صنعت توريسم مي باشد.


روستاها نماد طبيعت و زيبايي و ساده زيستي و آرامش مي باشند و بايد جلوه هاي طبيعي و خدادادي  را بايد در روستاها جستجو كرد و شكوه و عظمت آن را با چشم ديد.


زندگيهاي امروزي آلودگيهاي صوتي و سربي و استرس زا فرصت تامل و تفكر را از انسان گرفته و رخوت و سستي و خستگي روح و جسم جاي آن را در وجود انسان ها گرفته است.


هر چه تكنولوژي بيشتر به رو به جلو حركت مي كند انسان ها نيز بيشتر از خود فاصله گرفته و تحت تاثير جو زندگي ماشيني ، همه روزه به دوندگي مشغول هستند كه حاصل آن فقط فرسودگي جسم و روح مي باشد. همه انسانها در طول سال براي زدودن غبار خستگي و فرسودگي روحي و جسمي خويش نياز به مسافرت و استراحت پيدا مي كنند.در اين بين طبيعت براي تمدد اعصاب و روح و روان و بازيابي توان و نيروي از دست رفته ناشي از خستگي زندگي ماشيني نقش اساسي را براي انسانها بازي مي كند. بنابراين وقتي از طبيعت و زندگي پر از آرامش در دامان آن سخن به ميان مي آيد ، بي شك اكثر انسانها به ياد زندگي در روستاها مي افتند.


روستاها همواره در دامن پر مهر طبيعت آرميده اند و در خود نيروهاي شگفت انگيز بسيار مثبت و پرنشاطي را جاي داده اند.انسان شهرنشين امروز ، بيشتر از هر زمان ديگري حسرت زندگي در روستاها را مي خورد اما چه مي توان كرد كه شرايط و امكانات لازم براي چرخش زندگي در شهرها متمركز شده است  و همين امر موجب گشته تا انسان براي امرار معاش خود به سمت شهر كشانده شود.بدون شك اگر در روستاها از نظر اقتصادي و درآمدي شرايط مطلوبي وجود داشته باشد مطمئنا مهاجرت به شهرها به حداقل ممكن مي رسد و انسان در دامان پر مهر روستا زندگي آرام و به دور از هرگونه تنش هاي روحي و جسمي را سپري خواهد كرد.قابليت ها و پتانسل هاي موجود در روستاهاي مازندران بيانگر اين واقعيت مي باشد.توجه به روستاها براي جلوگيري از مهاجرتها و رونق بخشيدن به اقتصاد روستا مي تواند زندگي هاي پر از آرامش و آسايش را براي انسانها به ارمغان آورد.


چه بسا طرحها و ايده هايي كه براي آباداني و شكوفايي اقتصادي در روستاها ارائه شده و يا مي شود اما متاسفانه به علت عدم حمايت از سوي دستگاههاي ذيربط فرصت ظهور نيافتند.نمونه اي از اين دست روستا مي توان به اولين روستاي گردشگري هدف استان مازندران يعني كندلوس اشاره كرد.همه ساله در ايام تعطيلات نوروزي و تابستان شمار بسيار زيادي از گردشگران به روستاي فرهنگي،تاريخي و گردشگري هدف كندلوس سفر كرده تا از مواهب طبيعي و خدادادي و نيز موزه فرهنگي و تاريخي كندلوس كه شكوه عظمت آن چشم هر بيننده اي را به خود خيره مي كند، بازديد و بهره مند گردند و روح و جان خويش را مملو از آرامش روستا نمايند.



روستاي فرهنگي،تاريخي و گردشگري هدف كندلوس اولين و تنها روستا در جهان، داراي موزه فرهنگي و تاريخي مي باشد كه در ايران بعنوان به اولين روستاي گردشگري هدف استان مازندران و يكي از يازده روستاي برتر گردشگري هدف كشور محسوب مي گردد كه بعنوان منطقه ملي نمونه گردشگري نيز شناخته شده است.موزه فرهنگي و تاريخي كندلوس كه توسط يكي از اهالي اين روستا به نام دكتر علي اصغر جهانگيري از سال 59 بنا نهاده شد و در سال 67 به بهره برداري رسيده است يكي از ارزشمندترين و غني ترين موزه هاي كشور از بخش خصوصي مي باشد كه در دامان روستا بنا گشته است و بيش از دو دهه گردشگران داخلي و خارجي بسياري را از اقصي نقاط كشور و جهان به سوي خود كشانده و علاوه بر شناساندن فرهنگ و سنن و آداب و رسوم ارزشمند روستايي مازندران، بالاخص كجور مازندران ، تاثيرات اقتصادي بسيار زيادي را نيز باخود به همراه داشته است.


در اين موزه كه در بنايي زيبا با الهام از داستانهاي شاهنامه ساخته شده است ، اشياي مختلف و ارزشمندي از دورانهاي مختلف تاريخي و از آداب و رسوم منطقه كجوربه نمايش گذارده شده است.توجه و حمايت ويژه به موزه فرهنگي و تاريخي كندلوس و پتانسيل هاي فراوان و طبيعي و گردشگري در روستاي كندلوس براي گسترش موزه فرهنگي و تاريخي كندلوس و نيز بكار گيري استعدادهاي طبيعي بالقوه در راستاي شكوفايي بيشتر صنعت توريسم تاثيرات چشمگير و قابل توجهي را باخود به همراه خواهد داشت و مي تواند روند مهاجرت به شهرها را معكوس نمايد و منجر به آباداني بيشتر روستاهاي همجوار آن نيز گردد.





استعدادها و شرايط گردشگري ويژه روستاي فرهنگي،تاريخي و گردشگري هدف كندلوس موجب آن شده است تا در سالهاي گذشته طرحهايي در راستاي توسعه صنعت توريسم از سوي علاقمندان به اين منطقه ارائه گردد كه به علت عدم وجود زيرساخت ها، اين طرحها همچنان بالقوه و راكد باقي مانده است.




با توجه به جايگاه ويژه كندلوس در صنعت توريسم روستايي در استان مازندران و كشور متاسفانه همچنان شاهد بي مهري ها و كم توجهي به اين روستاي زييا و تاريخي از سوي مسئولان امر هستيم و آنطور كه بايسته و شايسته روستاي فرهنگي ، تاريخي و گردشگري كندلوس بعنوان اولين روستاي گردشگري هدف استان مازندران مي باشد، توجهي به آن نمي شود.


بنابراين از آنجايي كه روستاي فرهنگي،تاريخي و گردشگري هدف كندلوس همواره يكي از مقصدهاي مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي در استان مازندران مي باشد ضرورت دارد تا مسئولان استان مازندران نگاه ويژه اي نسبت به توسعه پايدار صنعت توريسم در كندلوس داشته باشند تا شاهد شكوفاي اقتصادي و روند مهاجرت معكوس به شهر ها در اين منطقه شاهد باشيم.


محمدحسين ملايي كندلوسي




[ یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ] [ ۰:۱۶ قبل از ظهر ] [ ملايي ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

این نشریه اولين نشریه الکترونیکی کجور مازندران مي باشد كه علاوه بر اخبار کجور ،اخبار منطقه کندلوس را نيز تحت پوشش قرار مي دهد.

با سپاس

برچسب‌ ها
امکانات وب